«فرزندان روح‌الله؛ حماسه‌سازان بی‌ادعا» | رواق نجمه خاتون (س) میزبان بانوان در هفته دفاع مقدس تغییر ساعت کاری بوستان‌های بانوان مشهد از فردا ( یکم مهرماه ۱۴۰۵) ویدئو | مادرانه | روایتی از دلتنگی مادران شهدا | شهید داراب آخرتی آشپزی | لازانیا را بدون استفاده از برگه‌های لازانیا درست کنید! + طرز تهیه بریکس، تنها مسیر توسعه دیپلماسی اقتصادی زنان نیست حضرت معصومه (س)؛ الگویی مناسب برای تحصیل و پیشرفت بانوان جامعه کسب دومین پیروزی دختران کبدی ایران در بازی‌های آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ واکاوی جایگاه والای حضرت فاطمه‌ معصومه (س) | کلید بهشت در دستان بانوی کرامت است لزوم تولید و نصب المان‌هایی با محوریت حضور حماسی زنان در شهر مشهد نیم نگاهی به خرید پرحاشیه تیم فوتسال بانوان پرسپولیس | آیا شهرت به تنهایی کافی است؟ اختصاص تیتر روزنامه بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ به عملکرد تیم ملی کبدی بانوان ایران غروب غربت بانوی بهشت | رواق نجمه خاتون (س) حرم رضوی میزبان بانوان در شام وفات حضرت معصومه (س) آیا حضرت فاطمه معصومه (س) شهید شدند؟ درباره فیلم «اخت الرضا» | روایت سینمایی سفر بانوی کرامت، حضرت فاطمه معصومه (س) از مدینه تا قم + زمان پخش روایت تصویری از آینده ایران دختران کشور؛ محور برگزاری رویداد «کمیکستان» خانه‌داری | چرا پوره سیب‌زمینی، چسبنده و لاستیکی می‌شود؟ چگونه در کنار همسری که مثل ما نیست به آرامش برسیم؟ | چند راهکار طلایی سرمربی جدید تیم هندبال بانوان استقلال چه کسی است؟ بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ - ناگویا | تیم ملی کبدی زنان ایران مقابل ژاپن به برتری رسید
سرخط خبرها
​قرار روز‌های بی قرار

​قرار روز‌های بی قرار

  • کد خبر: ۴۱۵۶۶۲
  • ۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۳
«ملیحه جنگ شد.» ساعت ۸:۰۵ صبح بیست‌وسوم خرداد ۱۴۰۴ همراه بوی پیازداغ با پس زمینه صدای اخبار از نشیمن خانه، چشمم به این پیامک میخکوب شد.
ملیحه فلاح
نویسنده ملیحه فلاح

پرده اول: هیچ جنگی حریف عشق نیست

«ملیحه جنگ شد.» ساعت ۸:۰۵ صبح بیست‌وسوم خرداد ۱۴۰۴ همراه بوی پیازداغ با پس زمینه صدای اخبار از نشیمن خانه، چشمم به این پیامک میخکوب شد. از طرف کسی که قرار بود چند ساعت دیگر برای بستن یک پیمان مادام العمر میهمان همین خانه باشد. دیدن مامان و بابا در نزدیک‌ترین نقطه به تلویزیون، اولین تصویر روز بله برون را تکمیل کرد. «جنگ شد بابا ولی تو به هیچی فکر نکن.» فکر نکردن آخرین گزینه‌ای است که در آن لحظه می‌توانم به آن فکر کنم.

چند روز گذشته هزاربار تصویر این روز را در ذهنم چیده بودم، اما هیچ کدامش حتی رد کم رنگی از جنگ هم نداشت. باید انتخاب می‌کردم، شنیدن و خواندن اخبار یا بررسی چک لیستی که برای انجامش فقط چند ساعت وقت دارم. به اندازه فاصله مشهد تا کاشمر. انتخابم چک لیست است. لباس کرم داخل کاور پلاستیکی بدون هیچ مشکلی برای بار دهم تیک. شال و کیف و کفش قرمز تیک. تک تک خریدها، تیک.

بازهم کار‌های خرده ریزه زیادی مانده، گرفتن گل تازه و سینی تزیین شده، شستن میوه ها، چیدن شیرینی و. هیچ وقت فکر نمی‌کردم گل‌ها را با پس زمینه صدای اخبار در گلدان بچینم. مدام در ذهنم تکرار می‌کنم، خاطره می‌شود. امروز، خانه از هر صبح دیگری شلوغ‌تر است. میهمان‌ها می‌رسند. گل و شیرینی. خنده.

پرده دوم: عشق صلح ابدی است

عکس یادگاری و پیمانی که حالا رنگ و بوی رسمی تری به خود می‌گیرد. ۱۲روز بعد، ساعت ۸ صبح چهارم تیر ۱۴۰۴. باب الجواد (ع). سلام بر امام مهربان. چند ساعتی از خبر آتش بس گذشته و ما به سمت رواق دارالحجه‌ می‌رویم. حرم هنوز خلوت‌تر از روز‌های قبل است. با این همه تبریک، دعای خوشبختی و ردوبدل شدن حس خوب از هر سو به سمتمان سرازیر می‌شود.

«موقع عقد دعا مستجابه. مریض دارم، مریض‌ها و گرفتار‌ها رو فراموش نکن» این جمله را چند بار می‌شنوم. فراموش نمی‌کنم. از پله‌های رواق پایین می‌رویم. می‌خواهیم اصل پیمانمان را در سایه خورشید ببندیم. کنار عزیزانمان می‌نشینیم. فارغ از اضطراب روز‌هایی که گذشت، به آینه نگاه‌ می‌کنیم.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.